العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

85

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

( كه بار برند و كوهان دارند - از پاورقى ص 112 ) و چون نرّه گاو يك ساله شد بماده گاو جهد در بيشتر و پر منى باشد ، همه جانوران ماده آواز نرمترى از نرشان دارند جز گاو كه ماده‌اش بنگش كلفت‌تر و رساتر است ، گاو دندانهاى پيشين بالا ندارد و علف را با دندانهاى زيرين ميبرد مؤلف ترغيب و ترهيب و هم بيهقى در الشعب از ابن عباس آوردند كه يك پادشاهى در نهانى از مردم در كشورش به شكار رفت ، و به مردى كه ماده گاوى داشت مهمان شد و آن ماده گاو شب از چراگاه آمد و به اندازه 30 گاو شير داد ، پادشاه در دل گرفت كه آن را بستاند ، و چون فردا آن گاو از چراگاه برگشت نيمى از آن شير را داشت پادشاه به صاحبش گفت چرا شير گاوت كم شد مگر در چراگاه ديروز نبود ؟ گفت چرا ولى بنظرم پادشاه رفتار بدى با يكى از رعايا در دل گرفته و شيرش كم شده ، زيرا چون پادشاه ستم كند يا آهنگ آن كند بركت برود . گفت : پادشاه با خود پيمان بست كه آن گاو را نستاند و به كسى ستم نكند گفت : فردا رفت آن گاو و شب آمد و شير روز نخست را داشت و پادشاه از آن عبرت گرفت و داد و دهش كرد ، گفت : چون پادشاه ستم كند يا قصد آن كند بركت برود و از اين رو بايد من عادل باشم و بهترين وضع را داشته باشم ( حياة الحيوان ، 1 : 105 ) و گفته : در باره گوسفند كه ابى سعيد خدرى گويد شتر داران و گوسفند داران نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله بهم باليدند و آن حضرت فرمود : سنگينى و آرامش در گوسفنددارانست ، و باليدن و سربزرگى در اسب سواران . شتردار ، و آن در دو صحيح با الفاظ گوناگون آمده چون « السكينة في اهل الغنم و الفخر و الرياء في الفدّادين اهل الخيل و الوبر » و بلفظ ديگر چنين است « الفخر و الخيلاء في اصحاب الابل و السكينة و الوقار في اصحاب الشاة » سكينه آرامش است و وقار فروتنى ، فخر باليدن به بسيارى مال و جاه و جز آن از وسائل دنيوى ، خيلاء تكبر و سر بزرگى و از اين معنا است قول خدا تعالى « راستى خدا دوست ندارد هر مختال فخور را ، 18 - لقمان » و مقصود از اهل و بر شتردارانند